در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «یا اباعبدالله» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
به نام خداوند بخشنده مهربان

ملاحظاتی در باب واقعهی عاشورا به قلم استاد هاتفی
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت کانکه شد کشتهی او ، نیک سرانجام افتاد
قهرمانان و اسطورههای یک ملّت نمیمیرند به ویژه آنگاه که با دین و الهیات و خداوند و حق و حقیقت پیوند بخورد. امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل و بانوی بزرگ حضرت زینب (س) و واقعهی عاشورا از این دست است.
تا بهحال از منظرهای متفاوتی به این حرکت یا نهضت نگریسته شده و جلوههای گوناگون آن کاویده شده ولی در زمانهای مختلف تأکید بر یک یا چند جنبهی این حرکت به دلایلی بیشتر یا کمتر بوده است. به عنوان مثال مرحوم دکتر شریعتی بنا به روحیهی انقلابی و قیامی، بر بُعد قیامی و ظلم ستیزانهی این حادثه تاکید داشتند. مداحان و منبریان و روضهخوانان عمداتاً بر جنبهی عزاداری و احساسی و عاطفی ماجرا و مظلومیت امام و یارانش تمرکز و تاکید داشتند. گروهی هم آن را واقعهای حماسی و قهرمانانه دیدهاند.
اباعبدالله الحسین (ع) شیعه و سنی و مسیحی و ... بر نمی دارد. اهل سنت که نگاه کاملاً یکسانی با شیعیان در موضوع امامان و خلافت و به تبع آن حسین (ع) ندارند نیز واقعهی عاشورا را عظیم دانسته و معترفند که حق بزرگی پایمال شده و بنا به گفتهی مرحوم علامهی قزوینی، یزید منفور کلّ ِ عالَم اسلام است. در بین مستشرقین و غربیها نیز جملاتی دربارهی این بزرگمرد و یارانش به زبان و قلم آمده است که مجال بازگفتنش نیست. مولانا با وجود سنی بودن در چند مورد اشاره به اباعبدالله و حادثهی کربلا کرده و احترام و تکریم فوق العادهای برای این شهدا قائل شده هرچند نظرگاه او ضرورتاً مشابه بیشتر شیعیان نباشد. چرا که مولانا امام حسین را عاشق پاکبازی می بیند که از عزیزترین چیز خود که جانش و عزیزانش باشد گذشت.
دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
در غزل معروفی از مولانا که ورد زبانهاست، امام حسین و یارانش را کسانی معرفی میکند که به استقبال بلا میروند. و از بلا و ابتلا نمیگریزند:
کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
در ادامه میگوید که اینها سبکبار و سبکبال و تیز پرواز بودند و از جان خود گذشتند تا به جانان برسند.
کجایید ای سبکباران عاشق پرندهتر ز مرغان هوایی
میبینیم که مولانا قیام و جانبازی امام حسین (ع) را از سر عشق میداند و اینجاست که میگوید برای کسی که عاشقانه به دیدار معشوق میشتابد و از زندان تن رها میشود نباید گریست بلکه باید همچون او بالی از عشق خواست و به سمت یار پرواز کرد. امام حسین (ع) شهید نشد به قصد گریاندن ما و اهداف والاتری داشت. هر چند گریه هم برای خود شأن و مقام و جایی دارد و به دیدهی تخفیف و استحقار نباید به آن نگریست. گریه نشانهی همدلی و محبت است و دل را نرم و جان را سبکبار میکند. امام در ِ زندان ِ ظلم دنیا و البته فراق یار را شکست تا ما زندانیان نیز از این در باز شده خود را بیرون بیاندازیم و نجات یابیم:
کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی

در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورتهای عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
مولانا میگوید آن بزرگان دنیا را چون کفی میدیدند که بر روی دریا وجود و حقیقت نشسته و اصالت را به این عالَم حس و شهود ندادند و ماورای این عالم، معتقد به غیب و جهانی برین و حقیقی و پایدار بودند. ما نیز اگر حسینی هستیم اینها را باید یاد بگیریم.
ما گوهر وجود و عزت نفس خود را میفروشیم آن هم به بهایی اندک و سر حق را هر روزه به نحوی میبریم و در عین حال برائت از شمر و یزید میجوئیم. از امام باید یاد بگیریم سِرّ این جمله را که «اگر دین ندارید آزادگی داشته باشید» یعنی مروت و فتوت و انسانیت و وجدان. چرا که اگر کسی حتی دین نداشته باشد ولی اینها را داشته باشد همچنان پرچم حق سرافراز میماند ولی عکس آن درست نیست. یعنی دین بدون حریّت و آزادگی ارزش چندانی ندارد.
استاد مطهری در حماسهی حسینی که از کتابهای خوب ایشان است همچون کتاب شهید جاوید آیتالله صالحی نجف آبادی نکات مطرح کرده و به برخی از خرافات و دروغهایی که در پیرامون این واقعهی تاریخی مهم و تاریخساز رخنه کرده اشاراتی دارد. استاد مطهری در کتاب حماسهی حسینی به وصیت نامه ای از امام (ع) به محمد حنفیّه استناد میکند که آموزنده است:
« مردم دنیا بدانند که من یک آدم جاه طلب، مقام طلب، اخلالگر، مفسد و ظالم نیستم، ]یزید مدّعی که حسین بن علی علیه حکومت وقت به پا خواسته و با خلافت میخواهد بجنگد و این از دید مردم زمانه کار پسندیدهای نبود و میگفتند این کار بَغی است و حکومت اسلامی را تضعیف میکند و باعث آشوب میشود[ قیام من قیام اصلاح طلبی است. قیام و خروج کردم برای اینکه می خواهم امت جد خودم را اصلاح کنم.»
البته نکتهی مهم دیگری نیز در اینجا هست. میدانیم امام (ع) قصد جنگ نداشت و گفته میشود که به سپاهیان دشمن فرمود بگذارید بروم. اما آنها نگذاشتند و نکه در اینجاست که وقتی از او بیعت خواستند فرمود که با ظلم بیعت نمیکند و عبارت معروفشان را در اینجا بود که به زبان آوردند:
هیهات مِنّا الذّلّه ( از ما ذلت و خواری به دور است). فرمود ثِلّت (مرگ و نابودی) را میپذیرم ولی ذلت را نه. اینجاست که تفاوت آن امام همام با دیگران هویدا میشود. چرچیل تا حدی درست گفته که همه را میتوان خرید فقط قیمت افراد فرق دارد!
اما هستند کسانی که سرحق با هیچ چیز و هیچ کس معامله نمیکنند. به طور خلاصه میتوان بخشی از درسهایی که از حرکت عاشورا و مبارزه و شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش ( مخصوصاً حضرت ابوالفضل و بانو زینب (س) ) گرفت را چنین بیان کرد:
- درس عاشقی و جانبازی و ایثار
بزن شمشیر و مُلک عشق بستان که مُلک عشق، مُلک پایدار است
حسین کربلا بی آب بگذار که آب امروز، تیغ آبدار است
امروز روزیست که باید با تیغ آبدار بهجای آب ، امتحان عشق بدهی
- زیر بار ناحق و ظلم نرفتن درس دوم عاشورا است. هر یک از ما به بهانهای کوچک یا بزرگ، حقّی کوچک یا بزرگ را نادیده میانگاریم و از کنار ظلمی کوچک یا بزرگ میگذریم، غافل از اینکه به قول شیخ اجل سعدی شیرازی «بنیاد ظلم در جهان، اول اندکی بوده است هر که آمد بر او مزیدی کرد [یعنی به آن افزود] تا بدین غایت رسیده » (گلستان سعدی باب اوّل حکایت 19). حق را مقدّم داشتن و در جهت اصلاحگری کوشیدن و در این راه مقاومت ورزیدن و هزینه دادن کار کمی نیست. همراهی با ظلم، گاهی فقط سکوت در برابر ظلم است. خواه از ترس باشد خواه منفعت طلبی ، خواه خوف زیان و آزار.
- درس مروت و فتوت و حریّت حتّی اگر بدون دین و دینداری باشد.
والسّلام علی الحسین (ع)، و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین و السلّام علی من اتبع الهدی
و سلام بر همه ی ظلم ستیزان عالم
احمد هاتفی اردکانی
برچسب:
نویسنده: هستی اکبری